سيد محمد دامادى

241

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

عفو تو ، عدّت هر گناهكارى است . بر بوى ؛ به طلب و به آرزوى صد جوىِ آب بسته‌ام از ديده در كنار * بر بوىِ تخمِ مِهر كه در دل بكارَمَت [ 92 / 6 ] بر بوىِ آن كه در باغ يابد جلا ز رويت * آيد نسيم و هر دم گِردِ چمن بر آيد [ 229 / 6 ] بر بوىِ آن كه جرعهء جامت به ما رسد * در مِصطبه دعاىِ تو هر صبح و شام رفت [ 84 / 5 ] بر بوى عيدِ وصل چو نظّارگانِ ماه * چشمِ طلب بر آن خمِ ابرو نهاده‌ايم [ 357 / 7 ] بر بوىِ كنارِ تو شدم غرق و اميد است * از موجِ سرشكم كه رساند به كنارم [ 320 / 5 ] شفاعت ؛ خواهش كردن ، التماس كردن ، درخواست عفو يا كمك كردن از كسى براى ديگرى ، خواهش ، التماس ( معين ) عمريست تا من در طلب هر روز گامى مىزنم * دستِ شفاعت هر زمان در نيكنامى مىزنم [ حافظ ] ابليس ؛ ( اسم خاصّ ) شيطان ، اهريمن ، پدر ديوان ( معين ) گليم خاكسار ؛ سياه گليم : بدبخت ، بىدولت و سيه روز ( برهان ) دمى نمىرودَم از سوادِ ديده ، سرشك * كه صبحِ طفل مبادا چو او سياه گليم [ سنايى به نقل آنندراج ] گشتم از غم ، منِ سياه گليم * زردرو ، از سپيدكارىِ تو [ سيد حسن غزنوى ]